خانه » برچسب‌های " انشا هفتم "
نمایش مطالب برچسب :

انشا هفتم

           

انشا در مورد کفش پایه هفتم

انشا در مورد کفش پایه هفتم

انشا درباره کفش صفحه 63 کتاب نگارش هفتم

انشا در مورد کفش پایه هفتم درباره یکی از موضوعات زیر , یک بند ( با رعایت ساختمان بند ) , بنویسید .

 

مقدمه: از اجداد ما تا امروز همیشه کفش ها وسیله ایی برای راحتی پا و محافظت از پا یعنی قلب دوم ما انشان ها در برابر اجسام خارجی بوده و تاکنون نیز از نقش پر رنگی در زندگی ما بهرمند

است.

تنه انشاهمان طور که گفته می شود کفش نقش مهم حفاظتی پا را در برابر اجسام خارجی برعهده دارد.

در زمان های قدیم کفش ها ترکیب و ظاهر متفاوتی از آنچه که امروزه ما استفاده می کنیم داشته اند

، کفش ها در قدیم و کمتر در حال به صورت گیوه در رنگ های زیبا و سنتی بافته و با دست دوخته می شدند.

اما امروزه تنوع طرح , مدل و جنس در کفش ها یی که امروزه به کار میرود بسیار زیاد است و انشان ها متناسب با امکان مورد نظر خود کفش مخصوص همان موقعیت را می پوشند.

مانند پوتین در برف و باران، کفش های پاشنه بلند مخصوص خانم ها برای مجالس و عروسی ها. کتونی ها مخصوص ورزش و کفش های اسپرت مخصوص مکان های معمولی و پر رفت و آمد.

همه ی این گزینه ها برای راحتی و رفاه مردم ساخته شده تا مردم از آنچه که پا می کنند لذّت و راحتی لازم را به دنبال داشته باشند.

مردم نیز باید این قانون را رعایت کنند و متناسب با امکان مورد نظر کفش بپوشند.

مثلا نمی توان برای مجالس عروسی کتونی پوشید.

از همه ی این ها گذر کنیم باید به این نکته توجه کنیم که نمی توان روزی را بدون کفش تصور کرد زیرا به قول معروف پا قلب دوم انسان به حساب می آید.

بنابراین باید از قلب دوممان محافظت لازم را داشته باشیم.

(بیشتر…)

           

انشا در مورد هرکه بامش بیش برفش بیشتر

انشا در مورد هرکه بامش بیش برفش بیشتر

انشا درباره ى هرکه بامش بیش برفش بیشتر

صفحه 46 کتاب نگارش پایه هفتم

 

ضرب المثل: «هرکه بامش بیش برفش بیشتر»

 

مقدمه : صبح یک روز آفتابی، محمد تقی از خواب بیدار شد و به مزرعه کوچکش که کنار خانه اش بود، رفت تا سبزی هایی که رسیده و قد کشیده بودند، بچیند و آنها را به شهر برده و بفروشد.

بند : وقتی به آنجا رسید، چشمش به حشمت افتاد که در مزرعه بزرگش در حال چیدن گوجه بود. حشمت حسابی عرق کرده بود و با اینکه فقط چند سبد گوجه چیده بود، اما حسابی به هن وهن افتاده بود و خستگی از سر و رویش می بارید.

به حشمت سلام کرد وشروع کرد به چیدن سبزی ها، برای اینکه سبزیها پلاسیده نشود، آنها را تندتند می چید و بسته بندی می کرد. بعد از گذشت سه ساعت، کارش تمام شد.

(بیشتر…)

           

دانلود تمامی انشا های کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

همه انشا ها و تمرینات کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم . ( به همراه جواب )

شامل تمامی بازنویسی حکایت ها , انشا ها , تصویر نویسی ها و …

این مطلب برای دسترسی بهتر شما به تمامی موضوعات کتاب نگارش پایه هفتم ساخته شده است .

برای مشاهده هر انشا روی آن کلیک کنید .

شما میتوانید انشا هایی را که خودتان نوشته اید را برای ما ارسال کنید . انشا های شما با نام خودتان در وب سایت ثبت میشود و کاربران دیگر میتوانند از انشا های شما استفاده کنند . برای این کار بر روی ارسال انشا که در بالای صفحه قرار دارد کلیک کنید .

 

مشاهده تمامی انشا های کتاب نگارش پایه هفتم راهنمایی :

=====================================

انشا در مورد پاییز صفحه 20 کتاب نگارش پایه هفتم

انشا در مورد حیاط مدرسه صفحه 20 کتاب نگارش پایه هفتم

انشا در مورد روزی را که دوست دارم تکرار شود صفحه 20 کتاب نگارش پایه هفتم

تصویر نویسی صفحه 23 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

بازنویسی حکایت صفحه 36 در مورد روزی در فصل بهار با جمعی از دوست داران

انشا در مورد خانه صفحه 42 کتاب نگارش پایه هفتم

انشا در مورد عینک صفحه 42 کتاب نگارش پایه هفتم

انشا در مورد کلاغ صفحه 42 کتاب نگارش پایه هفتم

گسترش ضرب المثل هرکه بامش بیش برفش بیشتر

انشا در مورد محل زندگی ما صفحه 52 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

انشا در مورد ایران صفحه 42 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

انشا در مورد آسمان شب صفحه 42 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

مقایسه دو تصویر صفحه 55 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

انشا در مورد کفش صفحه 63 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

انشا در مورد ناخن صفحه 63 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

انشا در مورد درد دندان صفحه 63 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

بازنویسی حکایت شخصی خانه ای به کرایه گرفت صفحه 66 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

گسترش ضرب المثل بار کج به منزل نمیرسد صفحه 76 کتاب نگارش

بازنویسی حکایت شخصی شتری گم کرده بود صفحه 95 کتاب مهارت های توشتاری پایه هفتم

(بیشتر…)

           

بازنویسی حکایت روزی در فصل بهاران با جمعی از دوستداران کلاس هفتم

بازنویسی حکایت روزی در فصل بهاران باجمعی از دوستداران-2

بازنویسی حکایت روزی در فصل بهاران با جمعی از دوستداران

صفحه 36 کتاب مهارت های نوشتاری هفتم

 

حکایت زیر را بخوانید و به زبان ساده باز نویسی کنید

حکایت : { روزی در فصل بهاران باجمعی از دوستداران به هوای گشت و تماشای صحرا و دشت ،بیرون رفتیم،چون درجایی خرم جای گرفتیم و سفره انداختیم،سگی از دور دید و خود را نزدیک ما رسانید،یکی از دوستان ،پاره سنگی برداشت و ان چنان که نان پیش سگ اندازند و پیش وی انداخت ،سگ سنگ را بوی کرد و بی توقف بازگشت.سگ را صدا کردند اما التفات نکرد.یکی از انان گفت :می دانید که این سگ چه گفت؟گفت:این بدبختان از بخیلی و گرسنگی سنگ می خورند.ازخوان و سفره ایشان چه توقع می توان داشت }

 

بازنویسی حکایت روزی در فصل بهاران با جمعی از دوستداران

بازنویسی : در یک روز جمعه، به همراه خانواده عمو و عمه ام به تفریح و گردش رفتیم.

فصل بهار بود و همه جا سرسبز و پر از گل ها و گیاهان زیبا و خوشبو بود.

در قسمتی از دشت، مزرعه هایی وجود داشت که در آنها کلم، بادمجان و سبزی کاشته شده بود.

زیر اندازها را زیر یک درخت نارون بزرگ پهن کردیم و نشستیم.

چند دقیقه بعد، ما بچه ها مشغول بازی شدیم. بعد از مدتی پدرم منقل کباب را آورد و دست به کار شد.

جوجه ها را کباب کرد و روی سفره گذاشت.

من و پسرعمویم که صبحانه نخورده بودیم، انگار از قحطی آمده بودیم، تندتند غذا میخوردیم.

مادرم با دست، سگی را که از دور به طرفمان می آمد به ما نشان داد.

سگ قهوه ای که پایش شکسته بود، لنگ لنگان به ما نزدیک و نزدیک تر می شد.

حتما بوی کباب را احساس کرده بود. پسرعمویم میلاد که حتی از استخوانها هم نمی گذشت، سنگی به طرف سگ پرتاب کرد.

سگ به طرف سنگ رفت و آن را بویید.

(بیشتر…)

           

انشا در مورد عینک صفحه 42 کتاب نگارش پایه هفتم

انشا در مورد عینک پایه هفتم

انشا در مورد عینک

انشا در مورد عینک صفحه 42 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

 

مقدمه: یکی از نعمت های بی شمار خداوند دو چشم بینا است تاباان جهان زیبا و رنگارنگ و همه ی نعمت های خداوند را با چشم ببینیم تاکه شکرگذار باشیم.

امادرمیان این همه ادم ، بعضی ها ازاین نعمت بی بهره یا کم بهره هستند.یعنی چشمانشان یا به مرور زمان یا از روز تولد و مادرزادی کم سو یا ضعیف هستند و یکی از راه حل های این مشکل عینک است،تا باان جهان و دنیارا شفاف تر ببینیم.

 

بدنه: عینک تشکیل شده از دو عدسی باشماره گذاری های مختلف برای ضریب بینایی چشم های مختلف و قاب ها با طرح ها و رنگ های مختلف برای سلیقه های متفاوت که پشت ویترین های مغازه ها بادستور پزشک بینایی گذاشته می شود تا متقاضی ،عینک مورد علاقه ی و مناسب فرم صورت خود راانتخاب کند و مورد استفاده قرار دهد.

دراین میان بعضی از دانش اموزان در مدرسه،کسی از دوستانشان را می بینند که عینک برچشم دارند،شروع به تمسخر و شیطنت می کنند و باحرف های ناخوشایند دل دوست خود را می شکانند درحالی که این کار بسیار ناپسند می باشد.زیرا که عینک اشکال یاایرادی ندارد.بلکه وسیله ایی برای درمان و بهبودی بیماری فرد تجویز می شود.

مانند مریضی که به دکتر مراجعه می کند و دکتر باقرص و امپول ان را دوا و مداوا می کند.بنابراین مانباید بادوستانمان که عینک می زنند با تمسخر و بذله گویی رفتار کنیم.بلکه باید مانند دوستی مهربان برای مداوای ضعف بینایی ان تلاش کنیم و ان را برای زدن عینک تشویق کنیم تا هرچه زودتر مشکل دوست مابرطرف شودو ان نیز مانند ما بدون هیچ پوشش یا عینکی دنیا را ببیند .

(بیشتر…)

           

انشا در مورد آسمان شب صفحه 52 کتاب نگارش پایه هفتم

انشا در مورد آسمان شب

انشا در مورد آسمان شب

صفحه 52 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

 

موضوع : آسمان شب

 

مقدمه : در این هیاهو و زندگی های پر مشغله و پر سروصدای انسان ها شهر به یکباره در تاریکی فرو میرود. در میان بدو بدو های هرروزه برای رسیدن به اولویت هایشان چنان شهر غرق سکوت میشود که صدای نفس هایت تنها صداییست که گوشت را پُر میکند…

 

بدنه : تمام دل های کوچک مارا روی هم بگذاری باز هم به بزرگی اش نمیرسد. نمیدانم چطور دلش طاقت می آورد و به چشمان این همه آدم دلتنگ زل میزند.! نمیدانم چطور میتواند این همه بغض در گلویشان را ببیند اما آب در دلش تکان نخورد.! چطور میتواند نبارد و به اندازه غصه های تمام آدم های شهر خالی نشود.؟

 

مانند پرده ایست که با لطافتی بر عمق پنجره های آسمان کشیده میشود. گویا که در روز برای تابیدن نور به جهانیان پرده هایش را کنار میزند و در شب پرده هارا کشیده و سیاهی مطلق سفره دل هارا تنگ میکند.
در شب وقتی به سقف آسمان خیره میشوی، به این سیاهی بی انتها، به این سیاهی ابدی و سرد گویا ستون های استوار دلت کم کم شروع به لرزش میکند. احساس میکنی که اگر دست به کار نشوی ممکن است تا چند ثانیه بعد زیر آوار چند ریشتری مانده باشی که بیرون آمدن از زیر آن غیر ممکن است و ناگهان همان زلزله چند هزار ریشتری با کوله باری از اشک و آه و حسرت و سیلی عظیم از چشم هایت فوران میکند. مگر این چشم ها چه گناهی دارند که باید روز و شب در جواب ندانم کاری هایمان ببارند.؟
آسمانی بیکران، پر از نور، پر از شوق، ستارگانی که هر کدام جفت در آسمان نقش بسته اند و هر انسان ستاره متعلق به خودش را دارد که تا هنگام مرگ در آسمان میدرخشد.
آسمانیست زیبا…ستارگانش بیشمار…ظلمتش بی انتها…بزرگی اش بی همتا…و آن بغض خفه کننده اش…

(بیشتر…)

           

انشا در مورد بار کج به منزل نمیرسد صفحه 76 کتاب نگارش پایه هفتم

انشا در مورد بار کج به منزل نمیرسد

صفحه 76 کتاب نگارش پایه هفتم

 

انشا درباره بار کج به منزل نمیرسد :

 

مقدمه : انسانی که مال حرام به خانه بیاورد آن خانه بی برکت میشون و بر عکش اگر کسی مال حلال به خانه بیاورد خانه او پر از برکت میشود .

بدنه : یک خوانواده با دو فرزند , یک فرزند سالم و صالح و فرزندی دیگر نادان و خلاف کار , آنها پدر پولداری داشتند پدری با داریی هایی کلان ,در کوچکی مارد خود را از دست داده بودند و پس از سکته ای که پدرش کرد و از دنیا رفت .

فرد خلافکار با برادرش بر سر ارث با برادرش دعوایش شد و همه ی دارایی های پدرش را به نام خود کرد و برای خود برداشت  پسر صالح و دانا جمله ای از زبانش در آمد و به او کفت بار کج به منزل نمیرسد ولی آن پسر اصلا به گفته برادرش برادرش اهمیتی نداد او با کمی از آن پول ماشین مدل بالا , خانه ای لوکس و زیبا و باغی گرفت .

سالها گذشت و گذشت , او ازدواج کرد و تصمیم گرفت که به مسافرتی بروند . آن ها در راه مسافرت بودند که ناگهان تصادف کردند و آن مرد به شدت زخمی شده بود ولی زنش حتی یک تار مو از سرش کم نشد . به بیمارستان منتقل شدند شدت جراحت مرد انقدر بالا بود که تمام داریی هایش را خرج کرد ولی باز هم نمیتوانست خوب راه برود

 

نتیجه : برادرش به عیادتش آمد و به او گفت : همان طور که گفته بودم بار کج به منزل نمیرسد . مرد به اشتباه خود پی برده بود اما چه فایده وقتی که کار از کار گذشته بود .

 

انشای دوم

 

انشا در مورد بار کج به منزل نمیرسد

 

{ یک روز معلم به دانش آموزان گفت: بچه ها هفته آینده امتحان داریم.

خوب تمرین کنید تا بتوانید نمره های خوبی به دست آورید؛

چون نمره این امتحان در معدل شما تأثیر دارد.

(بیشتر…)

           

انشا در مورد کلاغ صفحه 42 کتاب نگارش پایه هفتم

انشا در مورد کلاغ صفحه ۴۲

 

انشا در مورد کلاغ پایه هفتم

صفحه 42 کتاب نگارش پایه هفتم

 

مقدمه : کلاغ، پرنده ای از راسته سبک بال هاست که دارای قدی متوسط و پرهایی سیاه در قسمت سر و بال و دم و گردن است و ناحیه پشت و شکم دارای پرهای خاکستری مایل به سفید است.

 

بند : کلاغ تقریبا همه چیز خوار است و به همین دلیل پیدا کردن غذا برای او چندان اهمیتی ندارد و دغدغه او نیست. کلاغ ها از پرنده های کوچک، جوجه یا تخم پرندگان دیگر، میوه ها، دانه ها، کرم خاکی، قورباغه، موش، حلزون و مردار حیوانات تغذیه می کنند.

 

طوطی ها دارای بزرگترین مغز هستند ولی کلاغ ها از بیشترین هوش برخوردارند. آنها حافظه دقیقی درباره چهره انسان ها دارند و چهره های مهربان و خطرناک را تشخیص می دهند و چهره افرادی که برایشان خطر محسوب می شود، به مدت ۵ سال فراموش نخواهند کرد. باور مردم بر این است که کلاغ ها صد سال عمر می کنند، اما این باور اشتباه و از نظر علمی رد شده است. بعضی کلاغ ها ممکن است ۲۰ سال عمر کنند اما پیرترین کلاغ آمریکایی ۳۰ سال عمر کرده است.

(بیشتر…)

CLOSE
CLOSE