خانه » انشا پایه هشتم » انشا در مورد اگر معلم نگارش بودید صفحه 81 پایه هشتم

انشا در مورد اگر معلم نگارش بودید صفحه 81 پایه هشتم

انشا اگر معلم نگارش بودید

انشا در مورد اگر معلم نگارش بودید

صفحه 81 کتاب نگارش هشتم

 

انشا اگر معلم نگارش بودید

 

مقدمه : اغلب ما درصورت مواجهه با انجام نادرست کاری توسط فردی دیگر ، در ذهن خود این عبارت را تکرار می کنیم که اگر من جای او بودم ، این کار را بهتر انجام می دادم .

 

 

بدنه : این افکار در رابطه ی میان معلم و دانش آموز نیز صدق می کند و اغلب دانش آموزان همیشه آرزو داشته اند که برای یک روز هم که شده جای معلمانشان مانند معلم نگارش و آن ها برعکس شود !

 

 

در بحث تصور خود به جای معلم نگارش ، هر فرد اندیشه ی خود را دارد ، به عنوان مثال ، دانش آموزانی که دست به قلم ضعیفی دارند با خود می گویند که من اگر جای معلم بودم ، موضوعات ساده تری می دادم ؛ دانش آموزانی که فقط به فکر آموزش دروس تخصصی هستند با خود می گویند ، من اگر جای معلم بودم اجازه می دادم بچه ها دروس مهم تر مانند ریاضی را مطالعه کنند ، در حالیکه خبر ندارند یکی از مهم ترین دروسی که در آینده ی شغلی آن ها نیز تاثیر گذار است همین انشا است !

 

 

عده ای اگر معلم نگارش می شدند دفتر انشای بچه ها خالی می ماند و یا برعکس سرریز از کلمات مختلف می شد ، عده ای دانش آموزان را با تعلیم درست تبدیل به نویسندگانی ماهر می کردند و عده ای آن اندک شوق نوشتن را نیز از آن ها می گرفتند و … !

 

 

نتیجه : با اینکه هر کس نظر شخصی خود را در حوزه ی تدریس دارد ، ولی نباید فراموش شود که اگر هر کس بخواهد نظر خود را بر معلم تحمیل کند ، سنگ روی سنگ بند نخواهد شد و وقتی اعتماد به معلم از بین برود ، تاثیر آموزش نیز کمرنگ خواهد شد.

 

 

 

انشا اگر معلم نگارش بودید

انشا دوم درباره اگر معلم نگارش بودید …..

 

مقدمه : زنگ نگارش است و باز هم همان روال همیشگی . معلم درست مثل دفعه قبل نام فصل ها را بر روی تخته سیاه کلاس می نویسد و یک ساعت به ما زمان می دهد تا به اختیار از بین این چهارفصل ، متنی را به نگارش در بیاوریم . اگر دفترم را نگاه کنید ، می بینید پر است از انشاهای پاییز و بهار . دیگر خسته شده ام . سرم را روی میز می گذارم ، چشمانم را می بندم و خودم را جای معلم نگارش مان می گذارم .

 

 

بدنه : در کلاسی که معلم نگارش آن من باشم ، خبری از خستگی و کسل شدن نیست. بچه ها آزادند هر انشایی که دلشان می خواهد بنویسد . می توانند به صورت مشترک هم بنویسند و از این طریق با طرز تفکر دوستانشان بیشتر آشنا شوند و دیدشان به جهان بیشتر شود.

 

 

اگر من معلم نگارش باشم ، لازم نیست هر جلسه انشا بنویسیم . چیزی که ما امروزه از آن خیلی رنج می بریم ، مطالعه نکردن کتاب های با ارزش است . بعضی روز ها ، با خودم کتاب های شاهکار دنیا را می آورم و یک ساعت و نیم آن را با بچه ها می خوانیم و تحلیل می کنیم . شاید سر همین تحلیل ها جدل پیش بیاید ولی ارزش چیز هایی که خواهیم آموخت خیلی بیشتر از این حرف ها خواهد بود.

 

 

بعضی مواقع ، ذهن دانش آموز قفل می کند ، انگار مغزش دیگر توانایی پذیرش داده جدیدی را ندارد.در این مواقع ، بهترین کاری که من می توانم بکنم این است ، دانش آموزان را رها کنم تا هرکاری که دوست دارند انجام بدهند.آن ها می توانند به خانه هایشان بروند ، در حیاط مدرسه فوتبال بازی کنند ، در نمازخانه نماز بخوانند و یا برای امتحان زنگ بعد مطالعه کنند .

 

 

نتیجه : چشمانم را باز می کنم ، ده دقیقه به زنگ مانده است . ناگهان معلم مرا صدا می زند و مرا به خواندن انشایم فرا می خواند . در همان حال که دارم به صفحه سفید دفترم نگاه می کنم ، شروع می کنم به بیان کردن همان حرف هایی که چند دقیقه پیش به شما گفتم.

 

 

 

 

انشا در مورد اگر معلم نگارش بودید

صفحه 81 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هشتم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *