خانه » انشا پایه هشتم » انشا در مورد آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید

انشا در مورد آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید

انشا در مورد آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید صفحه 42 کتاب نگارش پایه هشتم

 

انشا صفحه 42 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هشتم

 

مقدمه : ما 9 ماه به مدرسه میرویم که در بین این 9 ماه تعطیلی های زیادی وجود دارد . ما هر روز که به مدرسه میرویم باید چالش هایی را پشت سر بگذاریم .

 

بدنه : ساعت شش و نیم صبح است. مادرم مانند همیشه آمده و دارد مرا از خواب سنگین بیدار می کند . به قول خودمان مادرم دارد نازم را می کشد . پس از چند دقیقه بالاخره مادرم به سختی مرا از خواب خوش بیدار کرد .

 

آفتاب هنوز کامل طلوع نکرده و هوا نیمه تاریک است دوباره سرو صدای خروس همسایه به گوش می رسد . با چشم های خواب آلودم که هیچ جارا نمی بیند دست و صورتم را می شورم و لباس هایم را که مادرم بر روی صندلی میز ناهار خوری گذاشته است میپوشم و صبحانه لزیزی را میل میکنم .

 

مسافت خانه تا مدرسه ما بسیار طولانی است برای همین مجبور هستم با سرویس به مدرسه بروم. داخل حیاط خانه می روم و روی صندلی کوچک چوبی که در گوشه خانه مان گذاشته شده است می نشینم و بندهای کفشم را می بندم و داخل کوچه منتظر سرویسم می مانم.

 

اول صبح است بقال ها و مغازه دار های سحر خیز جلوی مغازه هایشان را آب و جارو می کنند و طبقه های مواد خوراکی را به داخل کوچه می آورند تا جلب توجه شود و بتوانند روزی حلال کسب کنند. بلاخره تاکسی زرد رنگ از راه میرسد سوار ماشین می شوم و به بچه ها تک تک سلام میکنم بچه ها از شدت سرما مانند گنجشک کز کرده اند و سر هایشان را به زور به داخل کت هایشان جامی دهند.

 

بیرون را نگاه می کنم تاکسی های زرد رنگی را می بینم که بچه ها را نوبت به نوبت سوار می کنند و چراغ های قرمز زندگی را پشت سر می گذارند. مادرانی که در صف های نان ایستاده اند و پدرانی که با کاسه آشی که حرارت می دهد به خانه بر می گردند.

 

ترافیک زیادی وجود دارند اکثر ماشین ها در حال رساندن دانش آموزان هستند . هر روز از فلکه ای عبور میکنیم که نزدیک آن فلکه پل هوایی وجود دارد . مدرسه ای کنار آن پل وجود دارد . هر روز صبح دانش آموزان از روی آن پل رد میشون تا به مدرسه برستند . از زیر پل عبور میکنیم من عادت دارم هر وقت که به مدرسه میروم ماشین های موجود در خیابان را بشمارم .

 

در مسیر از جاده ای رد میشویم که در بلوار های وسط گل های زیادی با رنگ های مختلفی کاشته اند . به مدرسه میرسیم همگی با ذوق و شوق از سرویس خارج میشویم و به حیاط مدرسه قدم میگزاریم و در گوشه ای بر روی نیمکت آهنی می نشینیم . و از شدت سرمای آهن به خود می پیچیم و منتظر میمامیم تا زنگ صف بخورد

 

نتیجه : ما در مسیر خانه تا مدرسه با چالش های زیادی رو برو هستیم از جمله عبور از خیابان و … که لحظه ای بی احتیاتی باعث میشود که جانمان را به خطر بیندازیم .

 


 

انشا دوم در مورد آنجه از مسیر خانه تا مدرسه میبینید

 

بند کفش هایم را که می بندم، همسایه طبقه بالا از پله ها می گذرد. سرم را بالا می آورم و سلام می کنم و او حال پدرم را می پرسد. بعد به محوطه بیرون آپارتمان می رسم و بچه های دیگر را می بینم که دو تایی و چندتایی و بعضی ها با پدر و مادرشان به مدرسه می روند .

 

وارد خیابان می شوم و بعد از چند دقیقه پیاده روی به ایستگاه اتوبوس می رسم. دوستم در آنجا منتظر من است. اتوبوس اول اصلا جا برای سوار شدن ندارد اما در اتوبوس بعدی سوار می شویم. یک نفر از مسافران نان سنگک خریده و بویش در اتوبوس پیچیده است.

 

زنی دست دختر خردسالش را گرفته و دخترک در حال خوردن شیر کاکائو با کیک است. به ایستگاه نزدیک مدرسه می رسیم. پیاده می شویم و به سمت مدرسه می رویم. دو بقالی در مسیر ایستگاه تا مدرسه قرار دارند.

 

مغازه دار اول، جعبه های زیادی را از مغازه خارج کرده و در حال جارو زدن است. مغازه دار دوم هم با کمک شاگردش در حال خارج کردن محصولات لبنی از کامیون یک شرکت است. نزدیک مدرسه، پر از ماشین ها و موتورهای والدین بچه هاست. تا به مدرسه می رسیم، زنگ به صدا در می آید و من و دوستم در صف می ایستیم.

 

منبع : سون اسکول

 

انشا در مورد آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید صفحه ۴۲ کتاب نگارش مهارت های نوشتاری پایه هشتم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

CLOSE
CLOSE