خانه » انشا پایه نهم » انشا طنز و غیر طنز در مورد انتقال خون

انشا طنز و غیر طنز در مورد انتقال خون

انشا طنز و غیر طنز در مورد انتقال خون
5/5 - (1 امتیاز)

انشا طنز و غیر طنز در مورد انتقال خون

انشا صفحه 55 کتاب نگارش کلاس نهم

 

انشا طنز و درباره انتقال خون

 

مقدمه : بلند شو ، بلند شو! ، این صدای کسانی است که سعی دارند داوطلب بیهوش شده ای را در مرکز انتقال خون ، بیدار کنند و مثل اینکه اصلا هم کار ساده ای نخواهد بود!

 

 

بدنه : نه ، اشتباه نکنین ، این متنی حماسی راجع به قهرمان خون دادن نیست که از زیادی دفعات خون دادن بیهوش شده ، بلکه درباره ی پهلوان پنبه ایه که با دیدن خون و سرنگ و غیره حالش خراب شده ، فکر کنم ایشون فقط به خاطر کیک و ساندیس بعد از اهدای خون به اینجا یه سری زده!

 

 

خلاصه ، ایشون به امید کیک و ساندیس وارد مرکز میشه و مجبور میشه ثبت نام کنه ، حالا هم که به جای کیک و ساندیس ، این وضعیت نصیبش شده ، به خاطر وضعیت روحی حساسش ، متخصصای مرکز نه تنها ازش خون نگرفتن ، بلکه یه بسته خون هم بهش انتقال دادن که نکنه با این وضعیت حساس حالش خرابتر شه!

 

 

حالا بعد از به هوش اومدن نوبت شنیدن متلک های دیگرانه ، یکی میگه : آخه تو که جنبه و توانشو نداری مگه مجبورت کردن بیای خون بدی!؟ ، اون یکی میگه : آقا من برات یه کارتن کیک و ساندیس میخرم ، فقط تو لطفا دیگه با این روحیات حساست اینجا نیا!

 

 

نتیجه: بالاخره ، بعد از جا اومدن حالش ، با سیر شدن از این اتفاقا به جای کیک و ساندیس تونستیم ایشونو به ماشینشون برسونیم ؛ چشتون روز بد نبینه ، هنوز هم خبر میرسه طرف چون برای اهدا ، ثبت نام کرده بود ، هر چند وقت یکبار با پیامک ازش دعوت به انتقال خون میشه و اونم با دیدن هر پیامک ضعف میره ؛ خلاصه مواظب باشین… 🙂 !

 

 

 

انشا غیر طنز و درباره انتقال خون

 

مقدمه : (( اهدای خون ، اهدای زندگی است.)) ، شاید خیلی از شما ها این جمله ی واقعی درباره ی عمل ارزشمند انتقال یا اهدای خون رو شنیده باشید و یا حتی خیلی ها در خانوادتون در عرصه ی انتقال خون ، فعالیت کنن یا فعال باشن.

 

 

بدنه : گفتیم که این جمله واقعیه ، شاید براتون عجیب به نظر برسه ولی بعضیا هستن که اعتقاد دارند این جمله صحت نداره و کیسه های خون برای افراد بیمار و نیازمند به تعداد نامحدود موجوده و اهدای خون کار غلطیه و حیاتی نیست! ، جالبه که این افراد بعد از تجربه ی نیاز به خون ، نظرشون عوض میشه و حتی بعد از اون شروع به تبلیغ اهدای خون می کنن ، همونطور که از قدیم گفتن ، (( شنیدن کی بود مانند دیدن )) !

 

 

شاید در یک موقعیت معمولی اغلب افراد نجات جان یک انسان یا اهدای زندگی به یک یا چند نفر رو کاری سخت یا غیرممکن بدونن ، درصورتیکه خیلی راحت و بدون هزینه با ثبت نام برای اهدای خون میتونن هم حس خوب انجام یک کار فوق العاده رو به خودشون بدن و هم لبخند رو بر لبان فرزندان اون بیمار یا حتی خود بیمار ببخشن!

 

 

تازه ، با اهدای خون ، عضو انجمن اهدای خون هم میشید که این عنوان هم باعث افتخاره و هم نشون میده که ما در جامعمون سهم مثبتی داشتیم و در زندگی یک گام دیگه رو به جلو برداشتیم.

 

 

نتیجه : چه بهتر که در دفترچه ی اعمال صالح ما ، موردی به نام اهدای خون هم نوشته بشه که هم ثواب بسیاری در آخرتمون داره و هم شادی و نشاط رو به زندگی عادی مون میبخشه.

 

 

منبع : سون اسکول

 

انشا طنز و غیر طنز در مورد انتقال خون

انشا صفحه 55 کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.