مطالب وب سایت سون اسکول

انشا در مورد صدای باران

انشا در مورد صدای باران

انشا درباره صدای باران

انشا صفحه 53 کتاب نگارش پایه هشتم

 

مقدمه : صدای رعد و برق آسمان سکوت سنگین شهر را می شکند.دانه های تسبیح از دست ابر رها می شوندو هر کدام در جای جای این شهر فرو می افتند.یکی بر سر دشت،یکی بر روی رود.دیگری بر صورت گلی سرخ و آن یکی بر سقف خانه ما.

 

 

بدنه : باران با همه عظمتش می بارد تا گلی را زنده کند و زمینی را تازه کند و دل خاک خورده انسانی را از غم بشوید.بارانی که از خود می گذرد تا شاعر با آهنگ دل نشینش شعری بسراید و به راستی که چه صدای موزونی دارد! صدای تپش قلب آسمان همانند لالایی مادران آرام و گوش نواز است و انسان را به وجد می آورد.

 

 

صدای شلپ شلپ پای مردمی که با چترهایشان زیر باران قدم می زنند و چاله های آب را رد می کنند نیز زیبا است. جالب تر ازآن کودکانی هستند که بدون توجه به باران ، همچنان گل کوچک بازی می کنند سر و از پا نمی شناسند وبدون هراسی از سرما خوردگی فریاد می دوند و فریاد می زنند ، دعوا می کنند و در نهایت خسته می شوند.

(بیشتر…)

انشا در مورد صدای وزش شدید باد

انشا در مورد صدای وزش شدید باد

انشا درباره صدای وزش شدید باد

انشا صفحه 53 کتاب نگارش پایه هشتم

 

مقدمه : همه چیز ناگهان عوض شده ، خیابان ها خلوت تر شده اند . مردم با چشمانی نیمه باز و با عجله راه می روند . انگار کسی دیگر نمی خواهد در خیابان باقی بماند . خود من همین طور می خواهم هرچه زود تر به خانه بروم . آری درست حدس زده اید،باد شدیدی در حال وزش است .

 

بدنه : صدای خش خش برگ درختان بیش از هر صدای دیگری به گوشم می رسد ؛ برگ هایی که با موسیقی می رقصند و دائما به هم برخورد می کنند . صدای هوهوی باد ، صدای بوق ماشین ها را در خود ناپدید کرده است و به سختی می توانم آن هارا بشنوم . سنگینی باد را در گونه ها و پیشانی خود حس می کنم و هوهوی باد مرا از فکرکردن به موضوع دیگری دور کرده است .

 

 

ناگهان رفیق دوران کوکی ام را چند متری آن طرف تر می بینم.صدایش می زنم . ولی او هم درست مثل من غرق در صدای باد و برگ درختان شده است و با عجله دارد راه می رود.دوباره و این بار با صدایی بلند تر صدایش می زنم و امید دارم این بار صدایم را بشنود . انگار صدایم راشنید ، نگاهی به پشت سرش می اندازد ولی حیف که باد ، معرکه راه انداخته و گرد و خاک همه جا را گرفته . مثل اینکه نمی تواند مرا ببیند و حتما فکر میک ند خیالاتی شده است .

 

(بیشتر…)

انشا در مورد ناخن پایه هفتم

انشا در مورد ناخن

صفحه 62 مهارت های نوشتاری هفتم

 

انشا اول درباره ناخن

مقدمه : ناخن ، تا به حال دقت کرده اید که چه عضو مهمی است ؟! ، انگشتان آن را مانند سپری در برابر ضربه ها در دست گرفته اند و مانند دو دوست اگر به یکی از آن ها آسیبی برسد ، دیگری اندوه خود را از راه درد نشان می دهد !

 

 

بند : تا به حال به این فکر کرده بودید که اگر انسان ناخن نداشت ، چه می شد ؟ ، چند صد نفر که در سالن های زیبایی ناخن کار می کنند ، بیکار می شدند ، چند صد کارخانه ی مرتبط با ناخن مانند لاک و ناخن گیر و غیره تعطیل می شدند ؟ ، چه دکتر هایی که بدون مریض می ماندند !

 

 

شاید نداشتن ناخن بعضی اوقات به سود انسان باشد ، زمانی که صورتی با پرخاشگری فردی با ناخن خراشیده می شود و یا چه بیماری هایی که در اثر عدم رعایت بهداشت مرتبط با ناخن ایجاد و منتقل می شود ، چه دردهایی که بعضی کارگران در اثر فشار بالای کار و شکستن ناخن تحمل میکنند ،

 

(بیشتر…)

انشا در مورد درد دندان صفحه 63 کتاب نگارش پایه هفتم

انشا در مورد درد دندان

انشا در مورد درد دندان 

انشا صفحه 63 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

 

انشا اول در مورد درد دندان

 

مقدمه : درد دندان یکی از سخت ترین و عاجز کننده ترین درد ها است . دردی که باعث بی حوصلگی ، عصبانیت ، تغذیه کم ، بی خوابی و هزاران مسئله دیگر می شود . این درد از آن نوع درد هایی است که باید خوب به آن توجه کرد .

 

بدنه : در اولین لحظه ای که درد دندان شروع می شود ، افسوس و پشیمانی غالب ترین حس ما است . لحظه هایی را که نوشابه و شکلات می خوردیم ، شب ها مسواک نمی زدیم و بی توجهی هایی که به دندان هایمان می کردیم از جلوی چشم ما یکی یک می گذرند افسوس که این ها تاثیر خوشا را گذشته غرق کده اند.در هرحال باید خودمان را از از منجلاب پشیمانی بیرون بکشیم و زیاد در آن نمانیم .

 

اینجاست که شروع می کنیم به پیاده سازی این ضرب المثل که ” ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است “. بعد از هر وعده غذایی ؛ مسواک زدن ، نخ دندان ، آب نمک ، و اجتناب از نوشابه و شکلات و … نمونه هایی از فعالیت های ما هستند که انجام بدهیم تا شر این درد را کم کنیم . چه بسا خرابی دندان ها جدی است و با این کار ها می توان آن را از بین برد . به هر حال ، انسان با امید زنده است و با امید زندگی می کند. نا امیدی عین مرگ است و این امید به آینده است که انسان را زنده نگه می دارد .

 

(بیشتر…)

انشا در مورد کفش پایه هفتم

انشا در مورد کفش پایه هفتم

انشا درباره کفش صفحه 63 کتاب نگارش هفتم

انشا در مورد کفش پایه هفتم درباره یکی از موضوعات زیر , یک بند ( با رعایت ساختمان بند ) , بنویسید .

 

 

انشا اول درمورد کفش

 

مقدمه : کفش ، وسیله ای که یکی از عوامل تفاوت بچه پولدار ها با فقیران است ، وسیله ای که برای راحتی پای شما با ریگ های خیابان می جنگد ، کلمه ای که تداعی کننده ی اشک های بچه ها برای نوع چراغ دار آن است .

 

 

بند : به راستی این کفش چیست که درباره ی آن فیلم های زیادی ساخته و شعر های زیادی سروده و پول های زیادی صرف آن شده و می شود ؛ مردم قبل از تولید اولین کفش جهان چه می کرده اند ؟ چه نقش هایی که این کلمه ی به ظاهر کوچک کفش در زندگی های ما دارد !

 

 

کفش ها هم با یکدیگر تفاوت دارند ، همه این موضوع را می دانیم ، بعضی کفش ها مانند سربازی جنگجو هر مانعی بر سر راه باشد ، آن را با خاک یکسان میکنند ولی امان از نوع تنبل آن ها که تن به سختی نداده و در مواقع حساس با پاره شدن و بیرون آوردن شست مان آبرویمان را می برند !

 

 

کفش را دست کم نگیرید ! ، از قدیم گفته اند که دشمن آدم به کفش پایت نگاه می کند ! ، چه جوانان جویای کاری که در مصاحبه به علت نا مناسب بودن لباس و مخصوصا کفش ، کار را ازدست داده اند و چه انسان های عادی که به دلیل تیپ و مخصوصا کفش براق شان مانند یک دیپلمات با آن ها برخورد شده است !

 

 

مهم تر از جنس و ظاهر کفش ، سایز آن است ، بعضی کفش ها نیز مانند بعضی رفتار های انسان مناسب پای هر شخصی نیست و هر کس باید کفش مناسب پای خودرا همانگونه که در زندگی راه آینده ی مختص به خودرا انتخاب میکند ، انتخاب کند ؛ از قدیم گفته اند که آدم نباید پا تو کفش دیگران کند ، چون هم پای انسان درد میگیرد! و هم این کار که تداعی گر دخالت است ، کاری نکوهش شده است.

(بیشتر…)

کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد راه رفتن خودش را هم فراموش کرد

کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد راه رفتن خودش را هم فراموش کرد

انشا در مورد کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد راه رفتن خودش را هم فراموش کرد

انشا صفحه 46 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هشتم

 

روزی روزگاری در شهر پرنده ها، کلاغی مغازه کفش فروشی داشت. یک روز صبح کبکی وارد مغازه شد و از کلاغ چند مدل کفش خواست تا آنها را امتحان کند.

 

کبک هر کدام از کفش ها را می پوشید، طول مغازه را قدم میزد. کمی بعد، کلاغ متوجه ظرافت قدم برداشتن و خرامان راه رفتن او شد و آن قدر از راه رفتن کبک خوشش آمد که وقتی کبک کفش مورد نظرش را انتخاب کرد، کلی به او تخفیف داد.

 

از عصر همان روز، کلاغ شروع به تمرین کرد تا بتواند مثل کبک راه برود و در نظرش، راه رفتن خودش زشت و بدقواره جلوه می کرد. یک هفته کامل، صبح و شب جلوی آینه تمرین می کرد.

 

یک روز صبح، دوست قدیمی اش به مغازه آمد تا به او سر بزند. کلاغ که نمی خواست دوستش ماجرا را بداند هرچه سعی کرد از پشت پیشخوان مثل یک کلاغ بیرون بیاید، نتوانست.

 

یک قدم بر می داشت و قدم بعد زمین می خورد. دوستش که متعجب شده بود ماجرا را پرسید و بعد از (بیشتر…)

انشا در مورد کوه به کوه نمی رسد ولی آدم به آدم می رسد

انشا در مورد کوه به کوه نمی رسد ولی آدم به آدم می رسد

انشا در مورد کوه به کوه نمی رسد ولی آدم به آدم می رسد

مثل نویسی صفحه 44 کتاب نگارش پایه نهم

 

مقدمه : « کوه به کوه نمی رسد , آدم به آدم می رسد ! » ، آدم با شنیدن این جمله نا خودآگاه یاد انتقام و وجود نظم در جهان هستی می افتد نه ؟! بیایید این تفکر کلیشه ای و ظاهر بینی را به اعماق دره ی مغز خود انداخته و با عینک هزار رنگ متفاوت بینی به آن بنگریم.

 

بند : انسان در طول تاریخ همیشه خواستار عدالت بوده است و اگر ظلمی در حق او شود هر ثانیه بعد از آن با لحظه شماری برای دیدن عذاب ظالم خواهد گذشت ، ولی همیشه ظالم به پرتگاه نتیجه ی عمل خود نمی افتد ، که این تفکر کلیشه ای در تناقض با مثل ما است ، چرا که بعضی فکر میکنند در اینگونه موارد آدم به ادم نمی رسد ، شاید آدم به آدم رسیده است ولی قد او برای سیلی محکم کمی کوتاه است ! شاید آدم به ادم رسیده است ولی آدم ظالم پوشیده از زرهی به نام پول و قدرت و شهرت است که هیچ ضربه ای اورا تحت تاثیر قرار نمی دهد !

 

پس چه کسی این زره محکم را می تواند از تن او در بیاورد ؟ پاسخ در یکی از قفسه های کتابخانه تان تهفته است ، آری در قرآن ، قرآنی که به مظلوم نوید آتشی سوزان برای ظالم را می دهد که گرمای آن از کرده ی خود انسان تامین می شود .

 

(بیشتر…)

انشا طنز و غیر طنز در مورد تلفن همراه

انشا طنز و غیر طنز در مورد تلفن همراه

انشای طنز و غیر طنز درباره تلفن همراه

انشا صفحه 55 کتاب نگارش پایه نهم

 

 

انشا طنز تلفن همراه :

 

تلفن همراه یکی از مهم ترین وسایل ارتباط جمعی است که در سال های اخیر وارد زندگی بیشتر جهان و از جمله ایرانیان شده است و خداوکیلی عده ی زیادی را هم درگیر خودش کرده است.

 

 

طبق آمار خبرگزاری نامعلومی در ایران ، حدود 5 درصد از جمعیت ایران معتاد به مواد مخدر هستند اما هنوز آمار دقیقی از معتادان تلفن همراه و شبکه های مجازی منتشر نشده است . بعضی از افراد در طول شبانه روز 26 ساعت از وقت گرانبهای خود را صرف تمرین ژست های مختلف برای سلفی ، ناسزا گفتن به کمک داور مسابقه پراید سازان و وانت سازان ، ناسزا گفتن به شوهر خاله با اکانت جعلی و … می کنند این افراد از جمله کسانی هستند ک شارژر گوشی همراهشان مثل ماسک اکسیژن همیشه در کنارشان هست و دائما آنلاین ، یا به قول غلامعلی خودمان ، برخط ( برخط معنی فارسی کلمه آنلاین است ) هستند . ؛ به طوری که در صورت قطع شبکه و لحظه ای دور ماندن از دنیای مجازی ، علائم حیاتی شان در دنیای واقعی مختل می شود .

 

 

در این فضا ، مدل ، سایز و قیمت گوشی رابطه مستقیمی با میزان باکلاسی یا به اصطلاح شاخ بودن افراد دارد . به طوری که هرچه قیمت گوشی شما بالاتر و مارکش اپل تر باشد و اندازه به اندازه نان بربری برسد ، شما شاخ تر هستید . یا هرچه تعداد عکس های صفحه ی اینستاگرام شما در حال خوردن فلان غذا در فلان رستوران و یا در کنار ماشین بنز دوست پسرخاله ی پسر عمویتان بیشتر باشد، شما به همان اندازه لاکچری تر به حساب می آیید .

(بیشتر…)

انشا در مورد تصویر ذهنی خود در یک فضاپیما

انشا درمورد تصویر ذهنی خود در یک فضاپیما

انشا در مورد فضاپیمایی که روی کره ی ماه فرود آمده

انشا صفحه 24 کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم

 

( انشایی ذهنی در مورد قرارگیری درون یک فضاپیما که بر روی ماه فرود امده است ! )

 

مقدمه : فکر میکردم ، جذاب تر از این باشد ! ، بعد از پرتاب رعدآسای فضا پیما به فضا هنوز کمی اختلال بینایی دارم ، شاید من خوب نمیبیم ولی اینجا خیلی رنگ پریده تر از چیزی است که از زمین دیده می شد!

 

 

بند : دیدن منظره ی کره ی ماه از پشت پنجره ی فضاپیما هم خیلی ترسناک است ، چه برسد به آنکه بخواهم رد پایم در این سیاره بماند ، دوستم اگر اینجا بود چه سلفی هایی که نمی گرفت ! ، وقت قدم گذاشتن رسیده ، قدم گذاشتن بر روی ترس و تجربه ی لذتی جدید در خارج از زمین !

 

(بیشتر…)

انشا داخل یک اتوبوس شلوغ را تصور کنید پایه نهم

انشا در مورد تصویر ذهنی اتوبوس شلوع پایه نهم

انشا در مورد داخل یک اتوبوس شلوغ را تصور کنید

انشا صفحه 24 کتاب نگارش پایه نهم

 

یک انشای ساده در مورد توصیف کردن یک اتوبوس شلوغ مناسب برای دانش آموزان پایه نهم

 

 

انشا در مورد داخل یک اتوبوس شلوغ را تصور کنید و تصویر ذهنی خود را بنویسید 👇

 

اتوبوس شلوغ ، کوچک شده ی دنیای ما ! ، چه مثال عینی و قابل درکی است برای کسانیکه اندیشه می کنند و میخواهند چرخه ی زندگی را در یک نگاه درک کنند .

 

 

راننده ای که بدون توجه به پشت سر ، در جای گرم و نرم خود برروی صندلی سرنوشت ملت نشسته و در پیچ های روزگار ، فرمان سیاست را می گرداند ، فکر نکنید رانندگی این اتوبوس کار ساده ای است ، یک پیچ اشتباه نه تنها می تواند دست شما را از فرمان کوتاه کند ! ، بلکه می تواند شما را از اتوبوس جهان بیرون انداخته و منزوی کند ؛ چه جوانانی که بقل دست و در پشت سر راننده در انتظار اند تا نوبت کار آنها فرا رسد و پیوسته چای لیاقت را در لیوان اثبات ریخته و به راننده می دهند بلکه بتوانند پشت آن فرمان بنشینند .

 

 

از ناحیه ی اول بگذریم ، برسیم به کودکانی که در صندلی های ابتدایی اتوبوس نشسته و حتی جرئت نگاه کردن به آخر اتوبوس دنیا را ندارند ، اصلا چرا باید به آنجا نگاه کنند ؟ نگاه آنها باید همیشه به سمت پیشرانه ی اتوبوس جهان باشد تا وقتی بزرگ شدند بتوانند در آخر عمر به راحتی سفر کنند !

 

 

میانه ، شلوغ ترین ناحیه ی اتوبوس است ، چه میانسالانی که برعکس دنیا جای خودرا به جوانان داده و یک صندلی به عقب می روند ، چه دزدانی که در جیب درایت و ثروت دیگران ریشه می دوانند و از شلوغی اتوبوس سوء استفاده می کنند ، چه انسانهایی که بدون توجه به اتوبوس مادی ، سر خود را از پنجره ی ایمان بیرون برده و بادی عارفانه و برخاسته از عبودیت به صورت آنها می خورد !

 

 

(بیشتر…)

CLOSE
CLOSE