مطالب وب سایت سون اسکول

انشا درباره طعم خورشت قورمه سبزی

انشا درباره طعم خورشت قورمه سبزی

انشا در مورد طعم خورشت قورمه سبزی

انشا صفحه 62 کتاب نگارش پایه هشتم

 

مقدمه : قورمه سبزی ، حتی اسم آن هم یاد آور طعم و عطر بی نظیر آن است ، این غذای ایرانی ، شامل تناسبی از طعم هاست و بقول جمله ای معروف و قابل لمس ، هیچ قورمه سبزی ای نمی تواند جایگزین قورمه سبزی مامان پز را باشد.

 

 

بدنه : در ابتدا گفتیم که طعم قورمه سبزی ، تناسبی از طعم ها و مزه هاست ، به نوعی طعم زیبای آن ، حاصل پیوند و اتحاد میان سبزی ها ، حبوبات ، گوشت و آب و غیره است.

 

 

اما نمی توان گفت هر قورمه سبزی ای خوشمزه است ! ، هر کاری در زندگی مانند پختن قورمه سبزی ، عشق می خواهد ، زیرا کاری که فقط برای رفع تکلیف باشد بیهوده است ، همانطور که در آشپزی اگر استعداد و شوق لازم نباشد ، غذا بی طعم خواهد بود .

(بیشتر…)

تصویر نویسی صفحه 23 نگارش پایه هفتم

تصویر نویسی صفحه 23 نگارش هفتم

تصویر نویسی صفحه 23 نگارش هفتم

صفحه 23 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

 

1 آنچه در تصویر زیر می بینید بنویسید  :

 

درب خانه ی با صفا و ساده ی خانواده ی خوشبخت بر روی هر میهمانی باز است ، اطراف باغچه ی زیبای آن ها خبری از دیوار های بلند سیمانی نیست و گچ خشک نشده ی روی دیوار خانه ی آن ها خبر از همکاری پدر و پسری برای زیباتر کردن محل زندگی می دهد .

 

 

هر دانه و گیاه در باغچه ی خانواده ی خوشبخت با عشق کاشته می شود که حاصل آن فرآورده هایی با طعم بهشتی است ، حتی دختر کوچک خانواده نیز می خواهد در این کار گروهی مشارکت کند و عرق جبین او خبر از تلاش و پشتکاری سخت برای آوردن آب از چشمه ی با طراوت محل زندگی آن ها می دهد.

 

 

این خانواده در مکان خیالی بسیاری از شهر نشینان عمر خود را سپری می کنند ، در هوایی پاک ، همسایه هایی مهربان ، سحر خیزی با صدای خروس ها و غذاهای دلچسب محلی!

 

 

باغچه بوسیله دیگر فرزندان در حال گسترش است تا به این زیبایی افزوده شود ، پنجره های خانه ی آن ها مانند تابلویی طبیعی چشم انداز کوهستان و زمین های کشاورزی سرسبزی را به رخ می کشد که نقاش آن ها خداست!

(بیشتر…)

انشا در مورد مشاهده مسابقه فوتبال از روزنه تور دروازه

انشا در مورد مشاهده مسابقه فوتبال از روزنه تور دروازه

انشا صفحه 42 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هشتم

انشا در مورد مشاهده مسابقه فوتبال از روزنه تور دروازه کلاس هشتم

 

مقدمه : سلام اسم من تور دروازه است ، خوشحال می شوم در توصیف تجربه هایم مرا همراهی کنید ، دوستم در آن طرف زمین در دروازه ی حریف زیاد اهل حرف زدن نیست پس زیاد ذهنتان درگیر او نباشد !

 

 

بند : اوقات شادی و تفریح من زمانی شروع می شود که ورزشگاه محل زندگی ام پر از انسان هایی به نام طرفدار شود ، بعضی از آن ها آنقدر زودتر از بازی به ورزشگاه می آیند که فقط من و آقای چمن و آن ها می نشینیم و به هم زل می زنیم ، حال ورزشگاه پر شده است !

 

 

همه ی آماده ی شروع بازی می شوند ، داور وضعیت من را کنترل می کند تا مشکلی نداشته باشم ، راستش را بگویم در زمان این کار کمی قلقلکم می گیرد ! ، دوستانم خط دروازه و دوربین var ، آماده اند که سرنوشت بازی را رقم بزنند ، دروازه بان بوسه ای بر تیر دروازه می زند تا برای خودش و تیمش شانس بیاورد ، حال با گردش توپ بازی آغاز می شود .

(بیشتر…)

انشا در مورد روزی را که دوست دارم تکرار شود

انشا در مورد روزی را که دوست دارم تکرار شود

انشا درباره روزی را که دوست دارم تکرار شود

انشا صفحه 20 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

 

انشا اول درباره روزی را که دوست دارم تکرار شود

 

مقدمه : اگر از یک نفر بپرسید ، دوست داری کدام روز از زندگی ات تکرار شود ، شاید در چند ثانیه اول نتواند هیچ چیزی بگوید.کمی فکر میکند کتاب زندگی اش را تند تند ورق می زند ، صفحات رنگی را می بیند و حالش خوب می شود ؛ بعضی وقت ها هم صفحات تیره رنگ را می بیند و افسوس می خورد.آری ، سول چالش برانگیزی است. اینکه می خواهیم روز های شاد را دوباره تجربه کنیم یا اینکه روز های تلخ و سخت؟!

 

 

بدنه : اگر از بچه ای این سوال را بپرسیم ، بی شک به یاد خوشحال ترین خاطرات عمر کوتاهش خواهد افتاد و بی اندازه ذوق خواهد کرد.یاد خنده ها ، بازی ها و شیطنت ها می افتد و هیچ لکه سیاهی را اگر هم باشد ، به یاد نمی آورد.برای همین است که بعضی وقت ها آدم بزرگ ها آرزو می کنن ای کاش بر می گشتیم به اون دوران.

 

 

وقتی از یه پدر خانواده این سوال رو می پرسی ، بعد از افسوس فراوان احتمالا می گوید : ای کاش آن روزی تکرار شود که همه پول هایم را در بانک گذاشتم ، به خیال سود 20% ! ای کاش آن روز دوباره تکرار شود و این ببار بروم و همه ریال هایم را به دلار ده هزار تومان تبدیل کنم . اگر این کار شدنی باشد ، حالا من میلیادر می شدم و مثل الان که در به در دارم دنبال کار می گردم تا بتونم از پس مخارج این گرونی در بیام نبودم.

(بیشتر…)

انشا درباره عینک پایه هفتم

انشا در مورد عینک پایه هفتم

انشا در مورد عینک کلاس هفتم

انشا در مورد عینک صفحه 42 کتاب نگارش پایه هفتم

 

مقدمه : عینک ، وسیله ای برای استفاده ی افراد کم بینا یا دارای اختلال در چشم ، ولی گاهی تمامی افراد چه تیز بین و چه تار بین نیازمند استفاده از عینک هستند !

 

 

بند : شاید بپرسید چرا و چه نوع عینکی !؟ ، عینک مخصوص افراد دوربین یا نزدیک بین ؟ ، فریمش باید گرد باشد یا مستطیلی؟ ، هیچکدام ، عینک هایی نامرئی ! ، عینک هایی از جنس دوری از زود قضاوت کردن ، بصیرت ، خوش بینی و آینده نگری و غیره .

 

 

عینک هایی به قیمت استفاده ی خوب از مغز ، عینک هایی که افراد اندیشمند و پرهیزگار کلکسیون دار آن ها هستند ، عینک هایی که دید شما را نسبت به دنیا و جامعه تغییر خواهند داد ، عینک هایی که به قول سهراب سپهری باعث می شود جوری دیگر ببینید !

 

 

یکی از این عینک ها باعث دوربینی بدی های مردم و نزدیک بینی خوبی های آن ها و باعث ایجاد پیوند دوستی قوی تر می شود ، دیگری باعث عاقبت به خیری بوسیله ی دور اندیشی و آینده نگری می شود و بی شک هرکدام از این عینک ها به ارزش باطنی انسان خواهند افزود .

(بیشتر…)

انشا در مورد کفش پایه هفتم

انشا در مورد کفش پایه هفتم

انشا درباره کفش صفحه 63 کتاب نگارش هفتم

انشا در مورد کفش پایه هفتم درباره یکی از موضوعات زیر , یک بند ( با رعایت ساختمان بند ) , بنویسید .

 

 

انشا اول درمورد کفش

 

مقدمه : کفش ، وسیله ای که یکی از عوامل تفاوت بچه پولدار ها با فقیران است ، وسیله ای که برای راحتی پای شما با ریگ های خیابان می جنگد ، کلمه ای که تداعی کننده ی اشک های بچه ها برای نوع چراغ دار آن است .

 

 

بند : به راستی این کفش چیست که درباره ی آن فیلم های زیادی ساخته و شعر های زیادی سروده و پول های زیادی صرف آن شده و می شود ؛ مردم قبل از تولید اولین کفش جهان چه می کرده اند ؟ چه نقش هایی که این کلمه ی به ظاهر کوچک کفش در زندگی های ما دارد !

 

 

کفش ها هم با یکدیگر تفاوت دارند ، همه این موضوع را می دانیم ، بعضی کفش ها مانند سربازی جنگجو هر مانعی بر سر راه باشد ، آن را با خاک یکسان میکنند ولی امان از نوع تنبل آن ها که تن به سختی نداده و در مواقع حساس با پاره شدن و بیرون آوردن شست مان آبرویمان را می برند !

 

 

کفش را دست کم نگیرید ! ، از قدیم گفته اند که دشمن آدم به کفش پایت نگاه می کند ! ، چه جوانان جویای کاری که در مصاحبه به علت نا مناسب بودن لباس و مخصوصا کفش ، کار را ازدست داده اند و چه انسان های عادی که به دلیل تیپ و مخصوصا کفش براق شان مانند یک دیپلمات با آن ها برخورد شده است !

 

 

مهم تر از جنس و ظاهر کفش ، سایز آن است ، بعضی کفش ها نیز مانند بعضی رفتار های انسان مناسب پای هر شخصی نیست و هر کس باید کفش مناسب پای خودرا همانگونه که در زندگی راه آینده ی مختص به خودرا انتخاب میکند ، انتخاب کند ؛ از قدیم گفته اند که آدم نباید پا تو کفش دیگران کند ، چون هم پای انسان درد میگیرد! و هم این کار که تداعی گر دخالت است ، کاری نکوهش شده است.

(بیشتر…)

انشا در مورد دیدن یک شکارچی از دریچه چشم یک آهو

انشا در مورد دیدن یک شکارچی از دریچه چشم یک آهو

انشا در مورد دیدن یک شکارچی از دریچه چشم یک آهو

انشا صفحه 42 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هشتم

 

انشا اول درباره دیدن یک شکارچی از دریچه چشم یک آهو

 

مقدمه : تک تک سلولهای بدنش از ترس عرق می ریزند ، پاهایش آماده ی یک فرار جانانه است و چشمانش مانند دوربینی قوی او را زیر نظر دارد !

 

 

بدنه : این موارد تنها توصیف بخشی از تنش میان آهو و شکارچی از دید آهو است ، آهویی که در لبه ی پرتگاهی به نام شکار شدن قرار دارد ، هر حرکت غلطی او را بیشتر به پرتگاه نزدیک می کند !

 

 

در این زمان آهو می تواند با تصمیمات و حرکات غلط بزرگترین حسرت زندگی خود را بسازد یا با فراری افتخار آمیز به جنگل برگشته و این اتفاق را مانند قهرمانی برای دیگر حیوانات تعریف و توصیف کند ، حال در ذهن آهوی ما چه ای کاش هایی که نمی گذرد !

 

 

ای کاش هایی مانند : ای کاش انقدر سرگرم خوردن غذا نبودم تا زود تر متوجه شکارچی می شدم! ، ای کاش امروز اصلا از خانه بیرون نمی آمدم! ، ای کاش حیوان مورد علاقه ی شکارچی هر چیزی به جز آهو باشد! ، ای کاش نامه ی وصیتی برای خانواده ام می نوشتم! ، ای کاش اگر هم مرا شکار کند استفاده های دیگری از من علاوه بر خوردن و درست کردن غذا داشته باشد مانند عطر مشک و وسایل تزیینی و غیره ! ، ای کاش … !

(بیشتر…)

انشا در مورد دیدن مورچه ای که باری را می کشد

انشا صفحه 42 کتاب نگارش پایه هشتم

انشا در مورد دیدن مورچه ای که باری را می کشد صفحه ۴۲ کتاب مهارت های نوشتاری پایه هشتم

 

انشا اول درباره دیدن مورچه ای که باری را می کشد 

 

مقدمه : طبق معمول مشغول خواندن کتابی بودم . یک ساعتی می شد که سرم را پایین انداخته بودم و غرق در متن کتاب شده بودم . کم کم حوصله ام رو به سر رفتن بود و چشمانم پف کرده بود . در همان لحظه چیزی را دیدم که توجه مرا به خودش جلب کرد .

 

 

بدنه : مورچه ای را که روی نوشته های سیاه رنگ صفحه حرکت می کرد ، دیدم . تکه کوچکی نان را با خود حمل می کرد و از راه رفتن سریعش متوجه شدم که می خواهد هرچه سریع تر به خانه اش برسد . به همین دلیل بود که از راه نزدیک ولی سخت تر را انتخاب کرده بود ، عبور از کتاب .

 

 

آن مورچه مرا به یاد همه کسانی انداخت که زحمت می کشند و تلاش می کنند تا زندگی شرافت مندانه ای داشته باشند . رفتگران ، کارگران ، پزشکان ، مهندسان ، دانشمندان و صدها شغل دیگر که درآن فرد هم برای خود نانی در می آورد و هم گرهی از مشکلات دیگران باز می کند.

(بیشتر…)

انشا در مورد صحنه ورود یک موش به خانه

انشا در مورد صحنه ورود یک موش به خانه

انشا در مورد صحنه ورود یک موش به خانه

انشا صفحه ۴۲ کتاب نگارش پایه هشتم

 

انشا اول درباره صحنه ورود یک موش به خانه

 

مقدمه : در های حیاط باز است تا ماشین وارد آن شود . همسایه رو برو ماشینش را جای بدی پارک کرده است .  بنابرین پدرم مجبور است ماشین را به دفعات جلو و عقب کند . ناگهان یک موش بزرگ قهوه ای رنگ از جوی آب بیرون می پرد و وارد حیاط ما می شود .

 

 

بدنه : اول از همه ، صدای نازک و گوش خراش خواهرم در می آید که چندین بار جمله “موش رفت تو خونه” را تکرار می کند . پدر هم مشغول پارک ماشین است و ماردم پدرم را سرزنش می کند که پارک کردن ماشین چرا باید این همه طول بکشد . در این بین ؛ من مانده ام و به این فکر می کنم موش کجا قایم شده است.

 

 

با عصبانیت سر همه داد می زنم که بس کنید و بیایید موش را پیدا کنیم ولی انگار هیچ کس توجه نمی کند.خواهرم که پایش را داخل خانه نمی گذارد و تا وقتی که موش بیرون نیاید ، داخل نمی رود ولی پدرم هیچ اهمیتی به این موضوع نمی دهد و معتقد است موش خودش بیرون خواهد آمد.این بی خیالی و تنبلی پدر واقعا مرا عصبی می کند.می روم با مادرم حرف بزنم .

 

 

او هم مثل من در تلاش است جای موش را پیدا کند . از پایین حیاط شروع می کنیم و همه جا را بررسی می کنیم . خبری نیست . انگار آب شده است و داخل زمین رفته است . بعد از ده دقیقه ، دست از جستجوی موش می کشیم و به محض لحظه ای نشستن ، با صدای جیغ خواهرم شوکه می شویم و بلند می شویم .

(بیشتر…)

انشا در مورد حیاط مدرسه پایه هفتم

انشا در مورد حیاط مدرسه

انشا در مورد حیاط مدرسه

صفحه 20 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

 

انشا اول درباره حیاط مدرسه

 

مقدمه : باز هم لحظه شیرین انتظار فرا می رسد . معلم ریاضی مان تکالیف فردا را به ما گفته و حالا همه بچه ها به اضافه خود معلم در انتظار شنیدن صدای زنگ تفریح هستیم . از درس نخوان ترین مان گرفته تا درس خوان ترین و حس و حال فرد گرسنه ای را داریم که در رستوران نشسته است و منتظر است غذایش را بیاورند . دینگ !

 

 

بدنه : با هیاهوی زیادی از پله ها پایین می آییم و به سمت حیاط می دویم ، مثل زندانی های فراری .حالا که به حیاط رسیده ایم ، باید تصمیم بگیریم که چه کاری می خواهیم بکنیم . حیاط مدرسه آنقدر بزرگ است که دست ما را برای هرچیز ممکنی باز گذاشته است . حیاط مدرسه ما زمین فوتبال ، والیبال و بسکتبال دارد . در وصف بزرگی اش همین بس که در اوایل چندین بار گمشده ام.

 

 

فضای سبز حیاط خیلی برای ما مفید و حیاتی است . مخصوصا درخت های بزرگ جنگلی . پشت این درخت ها پاتوق جمعی از بچه هاست . پیش این درخت های بزرگ ، بهترین جا برای پخش پنهانی موسیقی و یا نشان دادن کلیپ های خنده دار است . بعضی وقت ها هم تماشای خلاصه فوتبال ها و بازی های خاطره انگیز در الویت کارهای ماست.

(بیشتر…)