مطالب وب سایت سون اسکول

انشا در مورد قار قار کلاغ پایه هشتم

انشا در مورد قار قار کلاغ

انشا در مورد قار قار کلاغ

انشا صفحه 53 کتاب نگارش پایه هشتم

 

مقدمه : صبح شده است ! ، عجیب است ، من همیشه با صدای زیبای گنجشک ها از خواب بیدار می شدم ، ولی اکنون صدای سوزناک کلاغی از بیرون پنجره شنیده می شود ، صدایی که آرامش روح همه را خراش می دهد .

 

 

بند : از پنجره نمایان است که کلاغ تنها است ، حتما با قیافه ی زشت و با صدای سردرد آور خود همه ی گنجشک ها را فراری داده است ، چه مثال خوبی است برای کسانی که که با ظاهری زشت و سخنانی طعنه آمیز قصد دوستی با دیگران را دارند .

 

 

در صدای او شکایت نمایان است ، شکایت از ظاهری به سیاهی شب و از صدایی به بدی زنگ ساعت صبحگاهی ، از قارقار او درماندگی حس می شود ، درماندگی از اینکه شکایت های او هیچ ثمره ای ندارد ، ویا شاید دلیل قار قار او انتقاد از شاعر شعر روباه و کلاغ باشد که او را موجودی خنگ بیان کرده است !

 

 

چه بسا قار قار او از شادی است ، از شادی اینکه انسان هایی با باطنی زشت تر از رنگ پر او ، دیگر پرندگان زیبا مانند طوطی و طاووس و غیره را در قفس نگه داشته ولی کاری به کار او ندارند و بعضی اوقات حتی از او می ترسند .

 

(بیشتر…)

انشا در مورد آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید

انشا درمورد آنچه از مسیر خانه تا مدرسه میبینید

انشا در مورد آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید

انشا صفحه 42 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هشتم

 

 

انشا اول درمورد آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید

 

مقدمه : بیشتر دانش آموزان با بی میلی و با چشمانی که با وعده و وعید های توخالی بصورت نیمه ، باز شده اند این مسیر را طی میکنند! ، اما بیاید ما از دید اقلیت و از نگاه یک دانش آموز مشتاق و کوشا مسیر خانه تا مدرسه را بررسی کنیم.

 

 

بند : امروزه با پیشرفت وسایل حمل و نقل کمتر کسی با پای پیاده با حس کردن نسیم صبحگاهی بر روی صورت خود مسیر مدرسه اش را طی می کند ، خیلی ها اصلا در راه مدرسه بیدار نیستند بلکه در صندلی گرم و نرم مینی بوس یا ماشین پدر خود خواب روزهای تعطیل را می بینند .

 

 

اما کسانی هم هستند که به دلایلی مانند نزدیکی یا نبود امکانات از این مسیر به زور هم که باشد ، لذت می برند، وحتی برای خود چالش هایی هم ایجاد میکنند مانند دانش آموزی که به خود میگوید نباید پایم با خطوط میان سرامیک های خیابان تماس داشته باشد ، یا مانند دوستانی که مسابقه ی سرعت تا مدرسه برگزار می کنند و غیره .

 

 

بیاییم چشمانمان را بیشتر باز کنیم ! ، در ذهن پیرمردان آن طرف خیابان همواره این اندیشه مانند میخ در مغز آنها کوبیده می شود که اگر در دوران تحصیل خود به این مسیر عشق می ورزیدند و به این مسیر از دید راهی به سوی آینده ای روشن نگاه میکردند اکنون در خانه های مجلل و گرم و نرم خود به جای نیمکت های سرد پارک نشسته بودند .

 

(بیشتر…)

انشا در مورد پاییز صفحه 20 کتاب نگارش پایه هفتم

انشا در مورد پاییز

انشا در مورد پاییز پایه هفتم

صفحه 20 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

 

 

انشا اول در مورد پاییز

 

مقدمه : تابستان ، با میوه های خوشمزه و هوای گرمش به پایان می رسد و نوبت به فصل خزان ، فصل پاییز می رسد.پاییز خیلی بیشتر از شعرهایی که درباره اش سروده شده ، زیابیی و ظرافت داردکه این ظرافت ها هر انسانی را به فکر فرو می برد و حیران می کند.

 

بدنه : پاییز ، فصلی است که درآن برگ های درختان به زردی می گرایند و می ریزند و در زیر پای رهگذران بی تفاوت خش خش می کنند . پاییز ، با دقت و حوصله دست بکار آراستن می شود ؛ آراستن درخت ها ، شهرها ، باغ ها و زمین به برگ های زرد و سرخ و قهوه ای .

 

پاییز همان فصل دل انگیزی است که گاه هوس می کنی زیر قطرات گاه نم نم و گاه زیر شرشر بارانش در کوچه قدم بزنی و زبانت را بیرون بیاوری تا بتوانی مزه قطراتش را بچشی و گاه نیز دست بر سر و سر به زیر ، با سرعت زیاد می دوی تا زود تر به خانه برسی ولی بعضی وقت ها هم اتفاق می افتد که مثل موش آب کشیده به خانه می رسی و غر زدن های پدر و مادر را تحمل می کنی .

 

 

پاییز را گاه فصلی رویایی می نامند ، چون تنها فصلی است که می توانی ساعت ها پیش پنجره بنشینی و به درخت خرمالویی که نصف برگ های زرد رنگ اش روی زمین پخش شده و نصف دیگرش روی شاخه هایش باقی مانده اند خیره می شوی ، آن را با لذت تماشا می کنی و اگر ساعت ها هم آن را نگاه کنی ، باز هم سیر نمی شوی .

 

 

(بیشتر…)

انشا در مورد حیاط مدرسه پایه هفتم

انشا در مورد حیاط مدرسه

انشا در مورد حیاط مدرسه

صفحه 20 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

 

انشا اول در مورد حیاط مدرسه

 

مقدمه : حیاط مدرسه ، یادآور خاطرات کودکی برای بزرگتر ها و یادآور تنها دلخوشی بچه های شلوغ و تنبل و یا اندک زمانی برای هوا خوری بچه زرنگ ها در زنگ تفریح است !

 

بند : تک تک قسمت های هر مدرسه خاطرات تلخ و شیرینی دارد به خصوص حیاط آن ؛ حیاطی که در آن بسیاری تنبیه شده اند ، بسیاری زمین خورده و زخمی شده اند ، بسیاری در برابر جمعیت انبوه دانش آموزان در صف حیاط جایزه گرفته و تشویق شده اند ، بسیاری در آن کتاب به دست استرس امتحان زنگ بعد را کشیده اند و بسیاری آخرین قدم های خودرا بعد از فارغ التحصیلی به سوی آینده بر روی آن گزاشته اند .

 

 

امروزه نه تنها این حیاط مختص دانش آموزان است ، بلکه مکانی برای انتظار والدین برای به خانه بردن فرزندان خود نیز هست ، گوشه و کنار حیاط مدرسه جایی مخفی برای رد و بدل کردن اسباب بازی یا سی دی و غیره بوده و هست !

 

 

عبور از حیاط در هنگام زنگ نماز از وضوخانه تا نماز خانه برای نمازگزاران بدلیل رطوبت وضو مانند عبور از قطب جنوب بوده و هنوزهم در برخی مدارس هست ، حیاطهایی که روزی نفس دانشمندان در آن دمیده و بسیاری از ایده های نجات بخش دنیا در آن جا شکل گرفته است !

 

 

گاهی اوقات اهمیت این بخش از مدرسه از شکل گیری شخصیت یک فرد توسط تشویق ها و تنبیه های آن ها در آنجا مشخص می شود ، گاهی اوقات حیاط مدرسه راهی برای فرار برخی دانش آموزان و در مقابل آرزوی بسیاری از بچه های کم توان و نا توان مالی و جسمی می شود ، گاهی اوقات وسیله ی شادی توسط جشن ها و مراسماتی مانند بازارچه می شود .

 

(بیشتر…)

انشا در مورد صدای باران

انشا در مورد صدای باران

انشا درباره صدای باران

انشا صفحه 53 کتاب نگارش پایه هشتم

 

مقدمه : صدای رعد و برق آسمان سکوت سنگین شهر را می شکند.دانه های تسبیح از دست ابر رها می شوندو هر کدام در جای جای این شهر فرو می افتند.یکی بر سر دشت،یکی بر روی رود.دیگری بر صورت گلی سرخ و آن یکی بر سقف خانه ما.

 

 

بدنه : باران با همه عظمتش می بارد تا گلی را زنده کند و زمینی را تازه کند و دل خاک خورده انسانی را از غم بشوید.بارانی که از خود می گذرد تا شاعر با آهنگ دل نشینش شعری بسراید و به راستی که چه صدای موزونی دارد! صدای تپش قلب آسمان همانند لالایی مادران آرام و گوش نواز است و انسان را به وجد می آورد.

 

 

صدای شلپ شلپ پای مردمی که با چترهایشان زیر باران قدم می زنند و چاله های آب را رد می کنند نیز زیبا است. جالب تر ازآن کودکانی هستند که بدون توجه به باران ، همچنان گل کوچک بازی می کنند سر و از پا نمی شناسند وبدون هراسی از سرما خوردگی فریاد می دوند و فریاد می زنند ، دعوا می کنند و در نهایت خسته می شوند.

(بیشتر…)

انشا در مورد صدای وزش شدید باد

انشا در مورد صدای وزش شدید باد

انشا درباره صدای وزش شدید باد

انشا صفحه 53 کتاب نگارش پایه هشتم

 

مقدمه : همه چیز ناگهان عوض شده ، خیابان ها خلوت تر شده اند . مردم با چشمانی نیمه باز و با عجله راه می روند . انگار کسی دیگر نمی خواهد در خیابان باقی بماند . خود من همین طور می خواهم هرچه زود تر به خانه بروم . آری درست حدس زده اید،باد شدیدی در حال وزش است .

 

بدنه : صدای خش خش برگ درختان بیش از هر صدای دیگری به گوشم می رسد ؛ برگ هایی که با موسیقی می رقصند و دائما به هم برخورد می کنند . صدای هوهوی باد ، صدای بوق ماشین ها را در خود ناپدید کرده است و به سختی می توانم آن هارا بشنوم . سنگینی باد را در گونه ها و پیشانی خود حس می کنم و هوهوی باد مرا از فکرکردن به موضوع دیگری دور کرده است .

 

 

ناگهان رفیق دوران کوکی ام را چند متری آن طرف تر می بینم.صدایش می زنم . ولی او هم درست مثل من غرق در صدای باد و برگ درختان شده است و با عجله دارد راه می رود.دوباره و این بار با صدایی بلند تر صدایش می زنم و امید دارم این بار صدایم را بشنود . انگار صدایم راشنید ، نگاهی به پشت سرش می اندازد ولی حیف که باد ، معرکه راه انداخته و گرد و خاک همه جا را گرفته . مثل اینکه نمی تواند مرا ببیند و حتما فکر میک ند خیالاتی شده است .

 

(بیشتر…)

انشا در مورد ناخن پایه هفتم

انشا در مورد ناخن

صفحه 62 مهارت های نوشتاری هفتم

 

انشا اول درباره ناخن

مقدمه : ناخن ، تا به حال دقت کرده اید که چه عضو مهمی است ؟! ، انگشتان آن را مانند سپری در برابر ضربه ها در دست گرفته اند و مانند دو دوست اگر به یکی از آن ها آسیبی برسد ، دیگری اندوه خود را از راه درد نشان می دهد !

 

 

بند : تا به حال به این فکر کرده بودید که اگر انسان ناخن نداشت ، چه می شد ؟ ، چند صد نفر که در سالن های زیبایی ناخن کار می کنند ، بیکار می شدند ، چند صد کارخانه ی مرتبط با ناخن مانند لاک و ناخن گیر و غیره تعطیل می شدند ؟ ، چه دکتر هایی که بدون مریض می ماندند !

 

 

شاید نداشتن ناخن بعضی اوقات به سود انسان باشد ، زمانی که صورتی با پرخاشگری فردی با ناخن خراشیده می شود و یا چه بیماری هایی که در اثر عدم رعایت بهداشت مرتبط با ناخن ایجاد و منتقل می شود ، چه دردهایی که بعضی کارگران در اثر فشار بالای کار و شکستن ناخن تحمل میکنند ،

 

(بیشتر…)

انشا در مورد درد دندان صفحه 63 کتاب نگارش پایه هفتم

انشا در مورد درد دندان

انشا در مورد درد دندان 

انشا صفحه 63 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

 

انشا اول در مورد درد دندان

 

مقدمه : درد دندان یکی از سخت ترین و عاجز کننده ترین درد ها است . دردی که باعث بی حوصلگی ، عصبانیت ، تغذیه کم ، بی خوابی و هزاران مسئله دیگر می شود . این درد از آن نوع درد هایی است که باید خوب به آن توجه کرد .

 

بدنه : در اولین لحظه ای که درد دندان شروع می شود ، افسوس و پشیمانی غالب ترین حس ما است . لحظه هایی را که نوشابه و شکلات می خوردیم ، شب ها مسواک نمی زدیم و بی توجهی هایی که به دندان هایمان می کردیم از جلوی چشم ما یکی یک می گذرند افسوس که این ها تاثیر خوشا را گذشته غرق کده اند.در هرحال باید خودمان را از از منجلاب پشیمانی بیرون بکشیم و زیاد در آن نمانیم .

 

اینجاست که شروع می کنیم به پیاده سازی این ضرب المثل که ” ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است “. بعد از هر وعده غذایی ؛ مسواک زدن ، نخ دندان ، آب نمک ، و اجتناب از نوشابه و شکلات و … نمونه هایی از فعالیت های ما هستند که انجام بدهیم تا شر این درد را کم کنیم . چه بسا خرابی دندان ها جدی است و با این کار ها می توان آن را از بین برد . به هر حال ، انسان با امید زنده است و با امید زندگی می کند. نا امیدی عین مرگ است و این امید به آینده است که انسان را زنده نگه می دارد .

 

(بیشتر…)

انشا در مورد کفش پایه هفتم

انشا در مورد کفش پایه هفتم

انشا درباره کفش صفحه 63 کتاب نگارش هفتم

انشا در مورد کفش پایه هفتم درباره یکی از موضوعات زیر , یک بند ( با رعایت ساختمان بند ) , بنویسید .

 

 

انشا اول درمورد کفش

 

مقدمه : کفش ، وسیله ای که یکی از عوامل تفاوت بچه پولدار ها با فقیران است ، وسیله ای که برای راحتی پای شما با ریگ های خیابان می جنگد ، کلمه ای که تداعی کننده ی اشک های بچه ها برای نوع چراغ دار آن است .

 

 

بند : به راستی این کفش چیست که درباره ی آن فیلم های زیادی ساخته و شعر های زیادی سروده و پول های زیادی صرف آن شده و می شود ؛ مردم قبل از تولید اولین کفش جهان چه می کرده اند ؟ چه نقش هایی که این کلمه ی به ظاهر کوچک کفش در زندگی های ما دارد !

 

 

کفش ها هم با یکدیگر تفاوت دارند ، همه این موضوع را می دانیم ، بعضی کفش ها مانند سربازی جنگجو هر مانعی بر سر راه باشد ، آن را با خاک یکسان میکنند ولی امان از نوع تنبل آن ها که تن به سختی نداده و در مواقع حساس با پاره شدن و بیرون آوردن شست مان آبرویمان را می برند !

 

 

کفش را دست کم نگیرید ! ، از قدیم گفته اند که دشمن آدم به کفش پایت نگاه می کند ! ، چه جوانان جویای کاری که در مصاحبه به علت نا مناسب بودن لباس و مخصوصا کفش ، کار را ازدست داده اند و چه انسان های عادی که به دلیل تیپ و مخصوصا کفش براق شان مانند یک دیپلمات با آن ها برخورد شده است !

 

 

مهم تر از جنس و ظاهر کفش ، سایز آن است ، بعضی کفش ها نیز مانند بعضی رفتار های انسان مناسب پای هر شخصی نیست و هر کس باید کفش مناسب پای خودرا همانگونه که در زندگی راه آینده ی مختص به خودرا انتخاب میکند ، انتخاب کند ؛ از قدیم گفته اند که آدم نباید پا تو کفش دیگران کند ، چون هم پای انسان درد میگیرد! و هم این کار که تداعی گر دخالت است ، کاری نکوهش شده است.

(بیشتر…)

کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد راه رفتن خودش را هم فراموش کرد

کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد راه رفتن خودش را هم فراموش کرد

انشا در مورد کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد راه رفتن خودش را هم فراموش کرد

انشا صفحه 46 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هشتم

 

روزی روزگاری در شهر پرنده ها، کلاغی مغازه کفش فروشی داشت. یک روز صبح کبکی وارد مغازه شد و از کلاغ چند مدل کفش خواست تا آنها را امتحان کند.

 

کبک هر کدام از کفش ها را می پوشید، طول مغازه را قدم میزد. کمی بعد، کلاغ متوجه ظرافت قدم برداشتن و خرامان راه رفتن او شد و آن قدر از راه رفتن کبک خوشش آمد که وقتی کبک کفش مورد نظرش را انتخاب کرد، کلی به او تخفیف داد.

 

از عصر همان روز، کلاغ شروع به تمرین کرد تا بتواند مثل کبک راه برود و در نظرش، راه رفتن خودش زشت و بدقواره جلوه می کرد. یک هفته کامل، صبح و شب جلوی آینه تمرین می کرد.

 

یک روز صبح، دوست قدیمی اش به مغازه آمد تا به او سر بزند. کلاغ که نمی خواست دوستش ماجرا را بداند هرچه سعی کرد از پشت پیشخوان مثل یک کلاغ بیرون بیاید، نتوانست.

 

یک قدم بر می داشت و قدم بعد زمین می خورد. دوستش که متعجب شده بود ماجرا را پرسید و بعد از (بیشتر…)

CLOSE
CLOSE