خانه » برچسب‌های " انشا صفحه 20 کتاب نگارش "
نمایش مطالب برچسب :

انشا صفحه 20 کتاب نگارش

           

انشا در مورد روزی را که دوست دارم تکرار شود

انشا در مورد روزی را که دوست دارم تکرار شود

انشا درباره روزی را که دوست دارم تکرار شود

انشا صفحه 20 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

 

انشا اول درباره روزی را که دوست دارم تکرار شود

 

مقدمه : اگر از یک نفر بپرسید ، دوست داری کدام روز از زندگی ات تکرار شود ، شاید در چند ثانیه اول نتواند هیچ چیزی بگوید.کمی فکر میکند کتاب زندگی اش را تند تند ورق می زند ، صفحات رنگی را می بیند و حالش خوب می شود ؛ بعضی وقت ها هم صفحات تیره رنگ را می بیند و افسوس می خورد.آری ، سول چالش برانگیزی است. اینکه می خواهیم روز های شاد را دوباره تجربه کنیم یا اینکه روز های تلخ و سخت؟!

 

 

بدنه : اگر از بچه ای این سوال را بپرسیم ، بی شک به یاد خوشحال ترین خاطرات عمر کوتاهش خواهد افتاد و بی اندازه ذوق خواهد کرد.یاد خنده ها ، بازی ها و شیطنت ها می افتد و هیچ لکه سیاهی را اگر هم باشد ، به یاد نمی آورد.برای همین است که بعضی وقت ها آدم بزرگ ها آرزو می کنن ای کاش بر می گشتیم به اون دوران.

 

 

وقتی از یه پدر خانواده این سوال رو می پرسی ، بعد از افسوس فراوان احتمالا می گوید : ای کاش آن روزی تکرار شود که همه پول هایم را در بانک گذاشتم ، به خیال سود 20% ! ای کاش آن روز دوباره تکرار شود و این ببار بروم و همه ریال هایم را به دلار ده هزار تومان تبدیل کنم . اگر این کار شدنی باشد ، حالا من میلیادر می شدم و مثل الان که در به در دارم دنبال کار می گردم تا بتونم از پس مخارج این گرونی در بیام نبودم.

(بیشتر…)

           

انشا در مورد پاییز صفحه 20 کتاب نگارش پایه هفتم

انشا در مورد پاییز

انشا در مورد پاییز پایه هفتم

صفحه 20 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

 

 

انشا اول در مورد پاییز

 

مقدمه : تابستان ، با میوه های خوشمزه و هوای گرمش به پایان می رسد و نوبت به فصل خزان ، فصل پاییز می رسد.پاییز خیلی بیشتر از شعرهایی که درباره اش سروده شده ، زیابیی و ظرافت داردکه این ظرافت ها هر انسانی را به فکر فرو می برد و حیران می کند.

 

بدنه : پاییز ، فصلی است که درآن برگ های درختان به زردی می گرایند و می ریزند و در زیر پای رهگذران بی تفاوت خش خش می کنند . پاییز ، با دقت و حوصله دست بکار آراستن می شود ؛ آراستن درخت ها ، شهرها ، باغ ها و زمین به برگ های زرد و سرخ و قهوه ای .

 

پاییز همان فصل دل انگیزی است که گاه هوس می کنی زیر قطرات گاه نم نم و گاه زیر شرشر بارانش در کوچه قدم بزنی و زبانت را بیرون بیاوری تا بتوانی مزه قطراتش را بچشی و گاه نیز دست بر سر و سر به زیر ، با سرعت زیاد می دوی تا زود تر به خانه برسی ولی بعضی وقت ها هم اتفاق می افتد که مثل موش آب کشیده به خانه می رسی و غر زدن های پدر و مادر را تحمل می کنی .

 

 

پاییز را گاه فصلی رویایی می نامند ، چون تنها فصلی است که می توانی ساعت ها پیش پنجره بنشینی و به درخت خرمالویی که نصف برگ های زرد رنگ اش روی زمین پخش شده و نصف دیگرش روی شاخه هایش باقی مانده اند خیره می شوی ، آن را با لذت تماشا می کنی و اگر ساعت ها هم آن را نگاه کنی ، باز هم سیر نمی شوی .

 

 

(بیشتر…)

CLOSE
CLOSE